13

در این واقعیت یا شبیه‌سازی، هر کدام از ما هدفی دارد که خودمان در یک واقعیت بالاتر هنگام تصمیم‌گیری برای تولد در اینجا برگزیده‌ایم. با این حال، هنگامی که در این واقعیت هستیم، هرگز نمی‌توانیم آن هدف را بدانیم تا توهم شکسته نشود و بتوانیم به‌طور حقیقی آن هدف را دنبال کنیم.

اما چگونه می‌توانیم هدفی را دنبال کنیم که نمی‌شناسیم؟ و چگونه ممکن است آن هدف ما را به پیشرفتی تشویق کند اگر از آن آگاه نباشیم؟

این سؤال خوبی است، اما پاسخ به آن بسیار فردی و شخصی است.

برای یافتن آن جواب، باید با بدن خود در این واقعیت سازگار باشیم تا بدون مزاحمت توهم با خود حقیقی‌مان ارتباط برقرار کنیم و از طریق حضور خود به هدف حقیقی‌مان پی ببریم.

برخی افراد نسبت به احساس هدف خود حساس‌ترند. بسیاری از مردم توصیف می‌کنند که چگونه نیرویی که نمی‌توانند آن را به‌درستی توصیف یا توضیح دهند، آنها را به پیش می‌راند. آنها فقط احساس می‌کنند که در حال انجام کار درستی هستند و این به آنها قدرت می‌دهد که بیافرینند، بسازند و نگه دارند. برای آنها، کمک به دیگران از طریق ارائه خدمات، تولید کالا و ارائه خیریه در خود ارزشمند و انگیزه‌ای قوی است.

برخی دیگر در مورد هدف و معنای خود به‌طور عمومی نامطمئن‌ترند. آنها ممکن است احساس نیاز به انجام کاری داشته باشند، اما نمی‌توانند به‌درستی تعریف کنند که چیست. برخی چیزها برای آنها درست‌تر احساس می‌شود، اما هیچ‌چیز واقعاً آنها را به ادامه‌ی پر انرژی تشویق نمی‌کند. آنها ممکن است حتی سال‌ها احساس کنند که در حال انجام کاری مهم هستند، تا اینکه تغییری بیاید و عدم اطمینان را به سطح بیاورد و باعث شود انگیزه‌شان کمرنگ شود. در حال عدم اطمینان، زندگی سنگین‌تر و حتی به‌کل بی‌معنی‌تر احساس می‌شود.

سپس کسانی هستند که ممکن است به‌طور کامل از هدف خود آگاهی نداشته باشند. برای آنها، روزها واحدهای متوالی هستند، بدون حتی اشاره‌ای به معنا. زندگی گاهی خوشحال به نظر می‌رسد، اما زیر همه چیز یک وحشت ناخودآگاه یا خودآگاه نفوذ دارد: آیا این همان چیزی است که هست، چرا من اینجا هستم، چه معنایی در این وجود دارد؟ زندگی در این حالت ممکن است بی‌هدف و حتی باری به دوش باشد، و به پایان رساندن این بار ممکن است مکرراً به ذهن بیاید.

اگرچه ما همه متفاوتیم، برای همه ما مفید است که احساس کنیم زندگی‌مان معنا دارد. و آسیب‌رسان است اگر نتوانیم آن احساس را تجربه کنیم.

برای تک‌تک ما، حتی برای حساس‌ترین افرادی که بدون دانستن هدف‌شان از آن نیرو می‌گیرند، مفید است که بهتر خود را بشناسیم و یاد بگیریم که در لحظه حاضر باشیم، خواه این لحظه شبیه‌سازی باشد یا واقعیت واقعی.

حضور است که ما را به خود حقیقی‌مان نزدیک‌تر می‌کند و به ما شانس بهتری برای احساس هدف واقعی‌مان در اینجا و اکنون می‌دهد. البته، نمی‌توانیم از لحظه هیچ پاسخ واضح و قطعی بگیریم که بتوانیم به آن چنگ بزنیم و به پیش برویم و در عین حال توهم را از بین ببریم؛ بلکه باید حضور را به هرآنچه می‌گوییم بیاوریم تا هدف‌مان را روشن کنیم.

اگرچه مدیتیشن در این فرآیند قطعاً کمک‌کننده است، تعامل شخصی ما با واقعیت پیرامون و سایر موجودات آگاه که آن را سکونت می‌دهند، نقش اصلی دارد.

شما می‌توانید هدف خود را تنها از طریق تعامل پیدا کنید، حتی بسیار موفقیت‌آمیز، اما نباید از مزایای خودآگاهی و حضور غافل شد، زیرا آنها به تعاملات ما ترتیب درست خود را می‌دهند.

چیزی که مهم است این است که تعامل بخش ضروری از هدف ما در اینجا و اکنون است. اگر نبود، وجود نداشت – ما به‌طور آگاهانه به واقعیتی نرفته‌ایم که در آن تعامل وجود داشته باشد اگر نمی‌خواستیم آن را یا آن را مهم برای دستیابی به هدف خود نمی‌دانستیم. در غیر این صورت، به‌خوبی می‌توانستیم در خلا بدون هیچ‌چیز یا کسی دیگر وجود داشته باشیم.

بنابراین، هدف هر کدام از ما شامل بودن در نوعی از تعامل با واقعیت کنونی‌مان و با یکدیگر است. ما اینجا نبودیم اگر اینطور نبود.

اما نوع تعامل چگونه باید باشد، چه چیزی می‌خواهیم از آن بیاموزیم و چگونه می‌خواهیم با آن تأثیر بگذاریم – این چیزی است که هر کدام از ما باید خودمان کشف کنیم.

شخصاً، سفر من از طریق سعی و خطا پیش رفته است. در اعماق وجودم همیشه می‌دانستم که باید کاری برای آزادی و صلح انجام دهم. در طول سال‌ها، کارهای زیادی انجام داده‌ام و حتی اگر همه آنها به‌شدت تأثیرگذار نبوده‌اند، همیشه چیزهای بیشتری یاد گرفته‌ام، در برخی زمینه‌ها پیشرفت کرده‌ام و تفکر خود را توسعه داده‌ام و اغلب حداقل تأثیر کوچکی داشته‌ام.

سفر من به سطح کاملاً جدیدی رسید وقتی متوجه شدم و شروع کردم به باور کردن که خودم تصمیم گرفتم به این واقعیت بیایم و اینکه این تصمیم برای من به شخصی مهم بود. این به وضوح و عمق به احساسی که همیشه تجربه کرده‌ام آورده و به من کمک کرده با اراده حتی بیشتری پیشرفت کنم.

من معتقدم که بخشی از هدف من شامل نگارش این نکات است. البته شامل چیزهای بسیاری دیگر هم می‌شود و در زندگی‌ام بیشتر روی انجام آن کارهایی تمرکز می‌کنم که احساس می‌کنم هدفم را پیش می‌برند و کمتر روی آنهایی که از هدفم حمایت نمی‌کنند یا با آن مخالفند. امیدوارم این یادداشت‌ها به دیگران هم کمک کند تا چیزی مشابه از نظر معنا و نیرو در خودشان پیدا کنند.

منتشر شده در ۲۱ دی ۱۴۰۴